تبليغاتX
عشق
 

 

يه شب مهتاب
ماه می‌آد تو خواب
منو می‌بره
کوچه به کوچه
باغ انگوری
باغ آلوچه،
دره به دره
صحرا به صحرا،
اون جا که شبا
پشت بيشه‌ها
يه پری می‌آد
ترسون و لرزون
پاشو می‌ذاره
تو آب چشمه
شونه‌می‌کنه
موی پريشون...

يه شب مهتاب
ماه می‌آد تو خواب
منو می‌بره
ته اون دره
اون‌جا که شبا
يکه و تنها
تک‌درخت بيد
شاد و پراميد
می‌کنه به ناز
دس‌شو دراز
که يه ستاره
بچکه مث
يه چيکه بارون
به جای ميوه‌ش
سر يه شاخه‌ش
بشه آويزون...

يه شب مهتاب
ماه می‌آد تو خواب
منو می‌بره
از توی زندون
مث شب‌پره
با خودش بيرون،
می‌بره اون‌جا
که شب سيا
تا دم سحر
شهيدای شهر
با فانوس خون
جار می‌کشن
تو خيابونا
سر ميدونا:
عمو يادگار!
مرد کينه‌دار!
مستی يا هش‌يار
خوابی يا بيدار؟

*

مست ايم و هش‌يار،
شهيدای شهر!
خواب ايم و بيدار،
شهيدای شهر!
آخرش يه شب
ماه می‌آد بيرون،
از سر اون کوه
بالای دره
روی اين ميدون
رد می‌شه خندون...

 
 

يه شب ماه می‌آد
يه شب ماه می‌آد

...
نوشته شده در 2008/5/6ساعت 17:32 توسط نرگس |
بهار
بهار بهار  صدا همون صدا بود
 
صداي شاخه ها و ريشه ها بود
 
بهار بهار چه اسم آشنايي !
 
صدات مياد _ اما خودت كجايي؟
 
 
وا بكنيم پنجره ها رو يا نه؟
 
تازه كنيم خاطره ها رو يا نه؟
 
 
 
 
 
بهار اومد لباس نو تنم كرد
 
تازه تر از فصل شكفتنم كرد
 
بهار اومد با يه بغل جوونه
 
عيد و آورد از تو كوچه تو خونه
 
 
 
بهار بهار يه مهمون قديمي
 
يه آشناي ساده و صميمي
 
يه آشنا كه مثل قصه ها بود
 
خواب و خيال همه بچه ها بود
 
 
يادش بخير بچه گيا چه خوب بود
 
حيف كه هنوز صب نشده غروب بود
 
 
آخ كه چه زود قلك عيديامون
 
وقتي شكست باهاش شكست دلامون
 
 
 
 
 
 
بهار اومد برفا رو نقطه چين كرد
 
خنده به دل مردگي زمين كرد
 
 
چقد دلم فصل بهار و دوست داشت
 
واشدن پنجره ها رو دوست داشت
 
 
بهار اومد پنجره ها رو وا كرد
 
من و با حسي ديگه آشنا كرد
 
يه حرف يه حرف ، حرفاي من كتاب شد
 
حيف كه همش سوال بي جواب شد
 
 
نوشته شده در 2008/4/6ساعت 16:45 توسط نرگس |
نقاب

        www.hamtaraneh.com  www.hamtaraneh.com

ای بازيگر گريه نکن ما هممه مون مثل هميم
صبحها که از خواب پا ميشیم نقاب به صورت ميزنيم
يکی معلم ميشه و يکی ميشه خونه به دوش
یکی ترانه ساز میشه یکی میشه غزل فروش
کهنه نقاب زندگی تا شب رو صورتهای ماست
گریه های پشت نقاب مثل همیشه بی صداست

هر کسی هستی یه دفعه خط بکش از پشت نقاب
از رو نوشته حرف نزن رها شو از حیله خواب
نقش یک دریچه رو رو میله قفس بکش
برای یک بار که شده جای خودت نفس بکش

کاشکی میشد تو زندگی ما خودمون باشیم و بس
تنها برای یک نگاه حتی برای یک نفس
تا کی به جای خودما نقاب ما حرف بزنه
تا کی سکوت و رج بزنه. نقش نمایش منه

هر کسی هستی خط بکش از پشت نقاب
از رو نوشته حرف نزن رها شو از حیله خواب
نقش یک دریچه رو رو میله قفس بکش
برای یک بار که شده جای خودت نفس بکش
میخوام همین ترانه رو رو صحنه فریاد بزنم
نقابمو پاره کنم
جای خودم داد بزنم
www.hamtaraneh.com www.hamtaraneh.com

نوشته شده در 2008/3/14ساعت 23:53 توسط نرگس |

 

                                         حیف نمی شه بمونی کنارم

                                    من بجز تو کسی رو ندارم

                               کاش پیشم بمونی یه لحظه

                    این یه لحظه به یه عمر می ازره

               تو یه چشمام نگاه کن یه رودِ

   این چشمام نیست تو عاشق نبودی

من نمی خوام که با هم بسازم

    من نمی خوام که اشکام بنازم

               تو می ری یو رفتنتو می بینم

                    باز به تماشای افق می شینم

                             می ری یو آتیش می کشی به جونم

                                           ترانه هامو واسه کی بخونم

                                   آی تو که از نگاه من بریدی

                      با چنگ و دندون به هوا پریدی

          خواستم باز با اشکام راهتو ببندم

حیف که چشاتو بستی یو ندیدی

نوشته شده در 2008/3/1ساعت 11:36 توسط نرگس |
...

 

عشق را دوست دارم!!
اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد بهت قول نميدم که مي خندومت ولي مي تونم باهات گريه کنم اگه يه روز نخواستي به حرفهام گوش بدي خبرم کن........قول مي دم که خيلي ساکت باشم اگه يه روز خواستي در بري بازم خبرم کن......قول نمي دم که ازت بخوام وايسي اما ميتونم باهات بدوم اما.....................اگه يه روز سراغم رو گرفتيو خبري نشد..........سريع به ديدنم بيا حتمآ بهت احتياج دارم
-----------------------------------------------
وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوست داره. .وقتي نااميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي. وقتي پر از سکوت شدي به ياد بيار کسي رو که به صدات محتاجه. وقتي دلت خواست از غصه بشکنه به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه کلبه ساخته. وقتي چشمات تهي از تصويرم شد به ياد بيار کسي رو که حتي توي عکسش بهت لبخند ميزنه. وقتي به انگشتات نگاه کردي به ياد بيار کسي رو که دستاي ظريفش لاي انگشتات گم ميشد. وقتي شونه هات خسته شد به ياد بيار کسي رو که هق هق گريش اونها رو مي لرزوند
-------------------------------------------
خیلی سخت است وقتی همه کنارت باشند و باز احساس تنهایی کنی. وقتی عاشق باشی و هیچ کس از دل عاشقت باخبر نباشد . وقتی لبخند می زنی و توی دل گریانی . وقتی تو خبر داری و هیچ کس نمی داند . وقتی به زبان دیگران حرف می زنی ولی کسی نمی فهمد . وقتی فریاد می زنی و کسی صدایت را نمی شنود . وقتی تمام درها به رویت بسته است... آن گاه دستهایت را به سوی آسمان بلند می کنی و از اعماق قلب تنها و عاشق و گریانت بانگ برمی آوری که: « ای خدای بزرگ دوستت دارم!» و حس می کنی که دیگر تنها نخواهی ماند.
----------------------------------------------
 
 
دوستت ندارم به اندازه ي اقيانوس، . چون يه روز به آخرش میرسی . دوستت ندارم به اندازي خورشيد، . چون غروب ميكنه . دوستت دارم . به اندازي روت كه هيچوقت كم نميشه
Image hosting by TinyPic
 
آدمـــا تو زندگی ، مث یه مســــــــافرن
یه روزی دنیا می آن یه روز از دنیا می رن

قصه بودن مــــا ، آخرش رفتن مـــــاست
چیزی که جا می مونه ، دفتر خاطــره هاست

دفتری پر شـــده از ، لحظه های خوب و بد
اینه رسم روزگـــار ، از گذشتـــــه تا ابد

لحظه دربــــدری ، درد غربت کشیـــــدن
تو غبار کوچه هــــا ، زندگی رو ندیـــدن

زیر آوار زمـــــون ، گریه کردن تــا سحر
مثل سایه در غــــم و حسرت یه همسفـــر

لحظه ای که عاطفـــــه ، از دلا پر می زنه
نور مهربونیهــــــــا ، به خونه سر می زنه

وقتی دستای امید ، اشکـــا رو پاک می کنه
غم و ناامیدی رو ، یه گوشــه خاک می کنه

توی راه زندگـــی ، آره ما مسافــــــریم
بهتره که همسفــــــر ، باشیم و باهـم بریم

لحظـــــه شادی و غم ، قدر هم رو بدونیم
با لبای خاطــــــــره ، شعر عشقو بخو
نیـم
نوشته شده در 2007/9/10ساعت 15:21 توسط نرگس |
جوک

دوست رشتیه بهش می گه چه بچه خوشگلی داری - می گه حالا یک کاری برای ما کردی هی منت بذار

 

به عکس زير با دقت نگاه کن. چي نمي بيني؟ هيچي؟.......... دوباره نگاه کن. بازم هيچي؟ تو هيچي نوفهمي... اين عکس خرزو خان بيد ديگه

 

همين روزا ميان دست گيرت مي کنن دست بند به دست ميان مي برنت جزئيات جنايت هنوز مشخص نيست اما .....اثر انگشتت روي قلب شکستم مونده

 

جیگرم! نفسم! عشقم! نازم! زندگیم !خوشگلم! ماهم! فدات بشم! بمیرم برات الهی !!! بهتره دیگه از کنار آینه برم کنار

 

تركه به رفيقش مي گه من يه تم
ساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ تركه مي گه : آره . تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما

 

بسیجی موبایلشو میزاره رو پیغام گیر می گه لطفا پس از شنیدن دعا ی کمیل پیغام خود را بگذا رید

 

divoone. oghdeyi. susul. efadei. tarsoo. damdami . asopas . razl . ashghal.moftkhor!!!!!! shaki sho0di?hala harfe aval 8 kalame bala ro kenare ham bezar 

kheiiiiili bi kari! bebinam to dars nadari? karo zendegi nadari?khabo khorak nadari? ke 24saat toye ghalbe mani !!? mer30 aziz !

 

آسمان را مي نگرم تو را ميبينم خورشيد را مي نگرم تو را ميبينم ماه را مي نگرم تو را ميبينم خوب مسخره از جلوم برو كنار ديگه !

   

 

نوشته شده در 2007/6/8ساعت 21:45 توسط نرگس |
 

 Image hosting by TinyPic

 Image hosting by TinyPic

 Image hosting by TinyPic

Largest Databaxse of Images For Comments And Profiles at FreeCommentTags.com

Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic
 
 
 
 
 
 
نوشته شده در 2007/6/5ساعت 21:53 توسط نرگس |
myspace layouts, myspace codes, glitter graphics 
myspace layouts, myspace codes, glitter graphics

 

myspace layouts, myspace codes, glitter graphics 

 
 

myspace layouts, myspace codes, glitter graphics

 
 
myspace layouts, myspace codes, glitter graphics

 

myspace layouts, myspace codes, glitter graphics 
 
 
myspace layouts, myspace codes, glitter graphics
 
myspace layouts, myspace codes, glitter graphics
 
 
myspace layouts, myspace codes, glitter graphics
 
 
myspace layouts, myspace codes, glitter graphics
 
 
نوشته شده در 2007/5/21ساعت 17:52 توسط نرگس |

از خـدا يـه گل خواسـتــم،اون بـه مـن يـه بـاغ داد من از خدا يه درخت خواستم،اون به من يه جنگل داد من از خـدا يـه دوسـت خواسـتم،اون به من تو رو داد

                           

نابينا به ماه گفت : دوستت دارم . ــ ماه گفت : چه طوري ؟ تو که نمي بيني . ــ نابينا گفت : چون نمي بينمت دوستت دارم . ــ ماه گفت : چرا ؟ ــ نابينا گفت : اگر مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم ولي حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم 

                               

nazar yadetun nare

نوشته شده در 2007/4/28ساعت 15:56 توسط نرگس |

Image hosting by TinyPic

  توی نگاهت عشقو ديدم ،‌ تپش قلبو شنيدم  


  توی جاده های احساس من به عشق تو رسيدم   


  توی کتابا عشقو خوندم عکس خورشيدو سوزوندم  


  جای خورشيد توی کتابا نقش چشماتو نشوندم   


Image hosting by TinyPic


 

نوشته شده در 2007/2/16ساعت 23:20 توسط نرگس |
This Template Designed By kiyansoft
© All Rights Reserved